
نگاهت را یارای دیدنم نبود
آن دم که نیلوفرانه بر پای دلت پیچیده بودم
اینک که اندازه ی تمام بد بیاری هایم از تو دورم ،چطور میتوانم از تو انتظار دیدن داشته باشم.
مدتهاست که مجالی برای هیچ دوست داشتنی نیست.
از پس این فاصله دیگر هیچ باوری نیست.
این روزها تنها سازش است با لحظه های ناسازگار.
بغض وگاه تبسم های بی اراده به زودی تمام میشوند.
و خیلی چیزهای دیگر بزودی پایان میگیرد
از من خسته نباش وفقط کمی صبرکن!
اندکی دیگر طاقت بیاور
بزودی برای همیشه خواهم رفت!!!
